تا سال 2035 تفاوت انسان و ربات قابل تشخیص نیست

تا سال ۲۰۳۵، مرز کلاسیکی که ما بین «انسان» و «ربات» میکشیدیم، از نظر علمی شروع به فروپاشی میکند؛ نه به این معنا که انسانها فلزی میشوند، بلکه چون رباتها بهطور بیسابقهای زیستی میشوند. پیشرفت در رابطهای مغز–رایانه (Brain-Computer Interfaces)، نورومورفیک کامپیوتینگ و هوش مصنوعی تطبیقی باعث میشود ماشینها نهفقط محاسبه کنند، بلکه الگوهای یادگیری، تصمیمگیری و حتی خطاهای انسانی را تقلید کنند. همزمان، انسانها با ایمپلنتهای عصبی، اندامهای مصنوعی هوشمند و تقویتکنندههای شناختی، وارد قلمرویی میشوند که عملکردشان دیگر صرفاً «بیولوژیک» نیست.
در سطح زیستی–فناورانه، بدن انسان تا ۲۰۳۵ به یک پلتفرم قابل ارتقا تبدیل میشود. پروتزهای عصبی که مستقیماً به قشر حرکتی و حسی مغز متصلاند، نهتنها نقصها را جبران میکنند، بلکه تواناییهای فراتر از حد طبیعی میسازند: دید در طیفهای جدید، حافظه تقویتشده، واکنشهای سریعتر از حد فیزیولوژیک. از سوی دیگر، رباتها با استفاده از بافتهای زیستی مصنوعی، حسگرهای شبهپوستی و سیستمهای خودترمیمشونده، رفتاری نشان میدهند که از بیرون تفاوتی با موجود زنده ندارد. در این نقطه، تفاوت «ماشین» و «بدن» دیگر یک خط پررنگ نیست، بلکه یک طیف پیوسته است.
اما مهمترین محوشدن مرز، نه در سختافزار، بلکه در «هویت» رخ میدهد. وقتی یک ربات بتواند یاد بگیرد، سازگار شود، خاطره بسازد و تصمیمهای پیچیده اخلاقی را شبیه انسان تحلیل کند، و وقتی یک انسان بخشی از تفکر، حافظه و حتی خلاقیتش را به سیستمهای مصنوعی واگذار کند، سؤال اصلی عوض میشود: دیگر نمیپرسیم چه کسی انسان است و چه کسی ربات؛ بلکه میپرسیم «آگاهی» دقیقاً کجا آغاز و کجا پایان مییابد. سال ۲۰۳۵ احتمالاً نقطهای است که در آن انسان و ربات نه دو موجود جدا، بلکه دو نسخه از یک هوش ترکیبی خواهند بود.
.
